اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
خۆرههڵات نیوز: محمد صالح نيكبخت وكيل عدنان حسنپور روزنامه نگار محکوم به اعدام، از مراجع صادركننده رای كه رونوشت حكم صادره را به متهمان و وكلای آنان تحویل نمیدهند انتقاد كرد و گفت كه این كار، راه اعتراض به احكام صادره كه در قانون پیشبینی شده است را محدود یا مشكل میكند.
نیكبخت كه سخنگوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان نيز هست، در گفتوگو با خبرنگار حقوقی ایسنا، با اشاره به برخی بازداشتهای اخیر و آنچه صدور احكام سنگین برای متهمان پروندههای فعالان سیاسی میخواند درباره مراجعه خانوادههای آنان به انجمن دفاع از حقوق زندانیان گفت كه این مراجعات بیشتر جهت درخواست كمك و انتخاب وكیل برای بازداشتشدگان صورت گرفته است.
سخنگوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان در مورد دو فعال كرد محكوم به اعدام به اسامی هیوا بوتیمار و عدنان حسنپور اظهار داشت: «خوشبختانه دیوان عالی كشور در مورد هیوا بوتیمار بعضی از ایرادات اینجانب و دیگر همكارم را در مورد عدم توجه به درخواستهای ما پذیرفته و حكم صادره را به علت نقص تحقیق، نقض كرده ولی در مورد عدنان حسنپور، روزنامهنگاری كه به اتهامات غیرروزنامهنگاری محاكمه شده است، حكم اعدام را تایید كرده است.»
نیكبخت با بیان اینكه این مراجعات در سه هفتهی گذشته زیاد بوده است و با ابراز این عقیده كه صدور احكام سنگین زندان برای متهمان این پروندهها و همچنین دستگیریهای زیاد نمیتواند چارهساز مشكلات باشد، گفت: «هیات مدیره انجمن با اتخاذ تدابیر لازم برای انتخاب و معرفی وكیل برای خانوادههایی كه امكان انتخاب وكیل برای افراد بازداشتشده را ندارند، از مقامات قضایی درخواست میكند در این مورد با اتخاذ روشهای قانونی، از بازداشتهای پی در پی و صدور احكام سنگین ممانعت شود.»
سخنگوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان خاطرنشان كرد: «علاوه بر موارد بازداشت شده، یكی از مسایلی كه مطرح است، عدم تحویل احكام قطعی صادره در مورد محكومیت متهمان به وكلای آنان است كه این امر مشكلات زیادی برای وكلای متهمان و خانوادههای آنان فراهم كرده است.»
نیكبخت تصریح كرد: «بدون در دست داشتن حكم قطعی صادره، متهمان و وكلای آنان نمیتوانند تقاضای اعاده دادرسی به صورت عادی، طبق ماده 17 اصلاحی قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب داشته و از طرف دیگر، مراجع صادركننده حكم بعضا با این بهانه كه تحویل رونوشت حكم به متهمان و حتی وكلای آنان به مصلحت امنیت كشور نیست، عملا راه اعتراض به احكام صادره كه در قانون پیشبینی شده است را محدود یا مشكل میكنند.»
وی اظهار داشت: «در دو هفتهی گذشته توقف حكم اعدام چند نفر از متهمانی كه باقی و خانوادهی او وهمچنین وكلای آنها برای متوقف كردن حكم اعدام آنان، اقدامات زیادی به عمل آورده بودند به انجمن رسید كه از آن میان میتوان از توقف حكم اعدام سینا پایمرد، صغری نجفزاده و خالد هردانی نام برد.»
نیكبخت گفت: «متاسفانه علیرغم اعاده پرونده و آماده بودن لایحهی اعتراضیه ما برای تقدیم به دادستانی كل كشور به دلیل عدم تحویل نسخهی دوم حكم صادره از دیوان عالی كشور و عدم امكان تقاضای اعاده دادرسی بدون تقدیم متن رونوشت حكم قبلی، نتوانستیم در این مورد درخواست اعتراض خود را تسلیم كنیم.»
از سوی دیگر خانواده عدنان حسنپور اعلام کرده اند که نامبرده در اعتراض به تائید حکم اعدام وی از سوی دیوان عالی کشور و شرایط نامناسب حبس و برخوردهای غیرقانونی با وی در زندان سنندج از روز پنجشنبه مجدداً دست به اعتصاب غذا زده است.
حسن پور و بوتمیار چهار ماه پیش نیز در اعتراض به حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب مریوان بیش از 50 روز در اعتصاب غذا بسر بردند که بنابه درخواست خانواده، وکلا، گزارشگران بدون مرز و سازمانهای حقوق بشر به اعتصاب غذای طولانی خود پایان دادند.
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
وكيل مدافع عدنان حسنپور و بوتيمار از تأييد حكم اعدام حسنپور از سوي ديوان عالي كشور و نقض محكوميت هيوا بوتيمار خبر داد و گفت كه نسبت به تاييد محكوميت حسنپور اعتراض خواهد كرد.
بنا به گزارش خبرگزاری ایسنا: صالح نيكبخت، يكي از وكلاي عدنان حسنپور و هيوا بوتيمار اظهار داشت: در مراجعهاي كه به شعبهي 32 ديوان عالي كشور داشتم، به اينجانب اعلام شد حكم اعدام عدنان حسنپور تأييد شده و حكم اعدام هيوا بوتيمار نقض و براي رسيدگي مجدد اعاده شده است.
وي ادامه داد: با توجه به اينكه اين احكام در آخرين روز مهرماه سال جاري صادر شده، هنوز احكام صادره از سوي ديوان به اينجانب و ديگر همكارم ابلاغ نشده و مشخص نيست نقض حكم صادره در مورد هيوا بوتيمار شكلي يا ماهوي بوده است.
نيكبخت تصريح كرد: چنانچه نقض ماهوي باشد بدين معناست كه ديوان عالي كشور حكم صادره در مورد بوتيمار را با اتهام محاربه وارد ندانسته و آن را براي رسيدگي مجدد به شعبهي همعرض دادگاه انقلاب مريوان اعاده داده كه اگر نقض حكم، شكلي باشد بدين معناست كه در رسيدگي تشريفات دادرسي مانند نقص در تحقيقات صورت گرفته كه همان شعبهي صادركنندهي حكم بدوي بايد موارد نقص را برطرف كند و پرونده را جهت بررسي مجدد به ديوان عالي اعاده دهد.
اين وكيل دادگستري در مورد صدور حكم اعدام براي عدنان حسنپور با بيان اين كه اينجانب و ديگر همكارم به حكم صادره مجددا به استناد تبصرهي 2 مادهي 18 قانون اصلاحي دادگاههاي عمومي و انقلاب اعتراض ميكنيم ابراز عقيده كرد كه در اين صورت با توجه به اينكه هر منصفي تشخيص ميدهد كه اتهامات انتسابي به اين متهم از مصاديق محاربه نيست و صدور حكم اعدام جو نامناسبي ايجاد كرده، به موضوع رسيدگي خواهند كرد.
نيكبخت در پاسخ به اين كه عدنان حسنپور را روزنامهنگار معرفي كرديد در حالي كه پيش از اين عنوان كرديد كه اتهام وي مسايل مطبوعاتي و روزنامهنگاري نيست اظهار داشت: عدنان حسنپور تا يك سال و نيم قبل از دستگيري به مدت يك سال در يكي از نشريات محلي به كار روزنامهنگاري اشتغال داشته ولي در اين پرونده به اتهام مسايل مطبوعاتي و كار روزنامهنگاري بازداشت و متهم نشده است.
وي افزود: به وي اتهاماتي از جمله جاسوسي، در اختيار گذاشتن مشخصات مراكز نظامي به اشخاص حقيقي و حقوقي غيرصالح و نيز عبور دادن متهمان اهواز از مرز مريوان و ارتباط با شخصي در وزارت امور خارجهي آمريكا وارد شده است. در حالي كه حتي بر فرض صحت اين اتهامات هيچيك از اين موارد از مصاديق محاربه نبوده و هيچيك از اعمال او هم فعاليت مؤثر به نفع گروههاي معاند با جمهوري اسلامي ايران نيست.
وي اين حكم را عادلانه ندانست و ابراز عقيده كرد: از اساس هم با جوسازي در مورد آن مخالف بودهام و از مجاري قانوني مجددا نسبت به آن اعتراض ميكنم و معتقدم صدور اين گونه احكام اعمال دستگاه قضايي كه از طريق دادگاهها و مراجع قضايي ظاهر ميشود را زير سوال ميبرد و تبليغات عليه آن ايجاد ميكند.
وي در مورد اطلاع يا عدم اطلاع موكلانش از موضوع گفت: در اين مورد اطلاعي ندارم زيرا اينجانب و همكارم را بر خلاف نص صريح آييننامهي اداري امور زندانها و قانون حقوق شهروندي و همچنين بخشنامهي رييس قوهي قضاييه از ملاقات حضوري منع كردهاند و ما نيز از انجام ملاقات كابيني كه به نوعي ناديده گرفتن مقررات قانوني و توهين به وكلاست خودداري كرديم.
نيكبخت در پايان تأكيد كرد: پروندهي اين دو نفر به هيچوجه با يكديگر ارتباط ندارد و هركدام با اتهام جداگانهاي دستگير شده بودند
اطلاعیه مطبوعاتی گزارشگران بدون مرز:
دیوان عالی کشور در تاریخ ٣٠ مهر ماه حکم اعدام روزنامه نگار کرد عدنان حسن پور را تائید و حکم اعدام عبدالواحد (هیوا) بوتیمار را نقض کرده است.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند : " در حالی که بیش از شش ماه است صدور رای یکی از شعب دیوان عالی کشور برای بازگشایی مجدد پرونده قتل زهرا کاظمی خبرنگار کانادایی ایرانی تبار به طول انجامیده ، اما یکی دیگر از شعب دیوان عالی در طی چند هفته حکم مرگ عدنان حسن پور را تائید کرده است. دستگاه قضایی ایران گویی همیشه سر به سوی قدرت خم می کند. این حکم غیر قابل قبول است. ما جامعه جهانی را برای لغو این حکم و آزادی این روزنامه نگار فرا می خوانیم. در کشوری که طی یکسال گذشته بیش از ٣٠٠ نفر اعدام شده اند، صدور چنین احکامی را باید جدی گرفت"
آقای صالح نیک بخت وکیل دو زندانی روز دوشنبه ١٤ ابان ماه از صدور رای شعبهی ۳۲ دیوان عالی کشور مطلع شده است. اما این احکام هنوز به شکل رسمی به وکلای زندانیان ابلاغ نشده است. صالح نیک بخت اعلام کرده است که به عدنان حسن پور " اتهاماتی" چون "جاسوسی، در اختیار گذاشتن مشخصات مراکز نظامی به اشخاص حقیقی و حقوقی غیرصالح و نیز عبور دادن متهمان اهواز از مرز مریوان و ارتباط با شخصی در وزارت امور خارجهی آمریکا" وارد شده است. وی در مورد عبدالواحد (هیوا) بوتیمار نیز اعلام کرد که "حکم اعدام هیوا بوتیمار نقض و برای رسیدگی مجدد به دادگاه انقلاب مریوان ارسال شده است. اما مشخص نیست نقض حکم صادره شکلی یا ماهوی بوده است." وکلای این دو روزنامه نگار اعلام کرده اند که نسبت به تائید حکم اعدام عدنان حسن پور اعتراض خواهند کرد.
آقای صالح نیک بخت در این باره به گزارشگران بدون مرز اعلام کرد که صدور حکم اعدام در این پرونده " مخالف احکام فقهی ، قوانین ایران و اعلامیه جهانی حقوق بشر و همه میثاق هایی بین المللی از جمله میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی است که ایران آنرا امضا کرده است."
عدنان حسن پور ٢٥ ساله روزنامه نگار هفته نامه ئاسو در تاریخ ٥ بهمن ماه ١٣٨٥ و هیوا بوتیمار ٢۹ ساله همکار نشریه انجمن زیست محیطی سبزچیا ، در تاریخ ٥ دی ماه ١٣٨٥ دستگیر شدند. در تاریخ ٢٢ خرداد در دادگاهی غیر علنی به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی"، " جاسوسی" و "محاربه" محاکمه و به اعدام محکوم شدند، ٢٦ تیرماه حکم صادره به خانواده و یکی از وکلای آنها آقای سیروان هوشمندی ابلاغ شد، که وکلا به این احکام اعتراض کردند
.
عدنان حسن پور و عبدالواحد (هیوا) بوتیمار از تاریخ ٢۹ تیرماه به زندان اطلاعات سنندج و پس از ٤٧ روز اعتصاب غذا در اعتراض به شرایط خود، اواخر شهریور ماه به بند عمومی زندان سنندج انتقال یافتند. وکلای این دو زندانی از امکان ملاقات حضوری با موکلین خود محروم شده اند
.
با ١٠ روزنامه نگار زندانی، ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه است
گزارشگران بدون مرز انجمن بین المللی دفاع از روزنامه نگاران زندانی و آزادی مطبوعات بر مبنای اصل ١٩ اعلامیه جهانی حقوق بشر است
جمعه ١٨ آبان ماه ١٣٨٦
برای اطلاعات بیشتر:
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
دکتر پرویز ناتل خانلری
گشت غمناک دل و جان عقاب
چو ازو دور شد ایام شباب
دیدکش دور به انجام رسید
آفتابش به لب بام رسید
باید از هستی دل برگیرد
ره سوی کشور دیگر گیرد
خواست تا چارهای ناچار کند
دارویی جوید و در کار کند
صبحگاهی در پی چارهی کار
گشت بر باد سبک سیر سوار
گله کاهنگ چرا داشت به دشت
ناگه از وحشت پر ولوله گشت
وان شبان، بیم زده، دل نگران
شد پی برهی نوزاد دوان
کبک، در دامن خاری آویخت
مار پیچید و به سوراخ گریخت
آهو استاد و نگه کرد و رمید
دشت را خط غباری بکشید
لیک صیاد سر دیگر داشت
صید را فارغ و آزاد گذاشت
صید هرروزه به چنگ آید زود
مگر آنکه صیاد نبود
آشیان داشت بر آن دامن دشت
زاغکی زشت و بد اندام و پلشت
سنگها از کف طفلان خورده
جان ز صد گونه بلا در برده
سالهها زیسته افزون ز شمار
شکم آکنده ز گند و مردار
بر سر شاخ و را دید عقاب
زآسمان سوی زمین شد به شتاب
گفت که: ای دیده ز ما بس بیداد
با تو امروز مرا کار افتاد
مشکلی دارم که اگر بگشایی
بکنم آنچه تو میفرمایی
گفت: ما بندهی درگاه توییم
تا که هستیم هواخواه توییم
بنده آماده بود، فرمان چیست؟
جان بهر راه تو سپارم، جان چیست؟
دل چو در خدمت تو شاد کنم
ننگم آید که ز جان یاد کنم
این همه گفت ولی با دل خویش
گفت و گویی دگر آورد به پیش
کاین ستمکار قوی پنجه کنون
از نیاز است چنین زار و زبون
لیک ناگه چو غضبناک شود
زو حساب من و جان پاک شود
دوستی را چو نباشد بنیاد
حزم را باید از دست نداد
در دل خویش چو این رای گزید
پر زد و دورترک جای گزید
زار و افسرده چنین گفت عقاب
که مرا عمر، حبابی است بر آب
راست است این که مرا تیزپر است
لیک پرواز زمان تیزتر است
من گذشتم به شتاب از در و دشت
به شتاب ایام از من بگذشت
گرچه از عمر، دل سیری نیست
مرگ میآید و تدبیری نیست
من و این شهپر و این شوکت و جاه
عمرم از چیست بدین حد کوتاه؟
تو بدین قامت و بال ناساز
به چه فن یافتهای عمر دراز؟
پدرم نیز به تو دست نیافت
تا به منزلگه جاوید شتافت
لیک هنگام دم بازپسین
چون تو بر شاخ شدی جایگزین
از سر حسرت بامن فرمود
کاین همان زاغ پلید است که بود
عمر من نیز به یغما رفتهاست
تو نشکفتهاست یک گل از صد گل
چیست سرمایهی این عمر دراز؟
رازی اینجاست، تو بگشا این راز
زاغ گفت: ار تو در این تدبیری
عهد کن تا سخنم بپذیری
عمرتان گر پذیرد کم و کاست
دگری را چه گنه؟ کاین ز شماست
ز آسمان هیچ نیایید فرود
آخر از این همه پرواز چه سود؟
پدر من که پس از سیصد و اند
کان اندرز بد و دانش و پند
بارها گفت که بر چرخ اثیر
بادها راست فراوان تاثیر
بادها کز زبر خاک وزند
تن و جان را نرسانند گزند
هرچه از خاک، شوی بالاتر
باد را بیش گزندست و ضرر
تا بدانجا که بر اوج افلاک
آیت مرگ بود، پیک هلاک
ما از آن، سال بسی یافتهایم
کز بلندی، رخ برتافتهایم
زاغ را میل کند به نشیب
عمر بسیارش ار گشته نصیب
دیگر این خاصیت مردار است
عمر مردار خوران بسیار است
گند و مردار بهین درمان ست
چارهی رنج تو زان آسان است
خیز و زین بیش، ره چرخ مپوی
طعمهی خویش بر افلاک مجوی
ناودان، جایگهی سخت نکوست
به از آن کنج حیاط و لب جوست
من که صد نکتهی نیکو دانم
راه هر برزن و کو دانم
خانه، اندر پس باغی دارم
وندر آن گوشه سراغی دارم
خوان گسترده الوانی هست
خوردنیهای فراوانی هست
****
آنچه ز آن زاغ چنین داد سراغ
گندزاری بود اندر پس باغ
بوی بد، رفته از آن، تا ره دور
معدن پشه، مقام زنبور
نفرتش گشته بلای دل و جان
سوزش و کوری دو دیده از آن
آن دو همراه رسیدند از راه
زاغ بر سفرهی خود کرد نگاه
گفت: خوانی چنین الوان است
لایق محضر این مهمان است
میکنم شکر که درویش نیم
خجل از ماحضر خویش نیم
گفت و بشنود و بخورد از آن گند
تا بیاموزد از او مهمان پند
****
عمر در اوج فلک برده بهسر
دم زده در نفس باد سحر
ابر را دیده به زیر پر خویش
حیوان را همه فرمانبر خویش
بارها آمده شادان ز سفر
به رهش بسته فلک طاق ظفر
سینهی کبک و تذرو و تیهو
تازه و گرم شده طعمهی او
اینک افتاده بر این لاشه و گند
باید از زاغ بیاموزد پند
بوی گندش دل و جان تافته بود
حال بیماری دق یافته بود
دلش از نفرت و بیزاری، ریش
گیج شد، بست دمی دیدهی خویش
یادش آمد که بر آن اوج سپهر
هست پیروزی و زیبایی و مهر
فر و آزادی و فتح و ظفرست
نفس خرم باد سحرست
دیده بگشود به هر سو نگریست
دید گردش اثری زینها نیست
آنچه بود از همه سو خواری بود
وحشت و نفرت و بیزاری بود
بال برهم زد و برجست از جا
گفت: که ای یار ببخشای مرا
سالها باش و بدین عیش بناز
تو و مردار تو و عمر دراز
من نیم درخور این مهمانی
گند و مردار تو را ارزانی
گر در اوج فلکم باید مرد
عمر در گند بهسر نتوان برد
****
شهپر شاه هوا، اوج گرفت
زاغ را دیده بر او مانده شگفت
سوی بالا شد و بالاتر شد
راست با مهر فلک، همسر شد
لحظهیی چند بر این لوح کبود
نقطهیی بود و سپس هیچ نبود
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!

شهید جاوید است همچون كوه
مانند برف مثل درخت
چون بهار و گل سرخ
شهید آب است
تشنگی زمین را سیراب میکند
دست و پنجهست
درد خاک را تسکین میدهد
روشنایی چشم است
دورترین آینده روشن را میبیند
شهید قدش همقد کوردستان است
قلب آزادش و درفشش
اوج موضع انسانیست

نوزدهم مهر ۱۳۸۶، اولین سالگرد شهادت شههید عهتا (فهرهاد پهپووله)

نۆزدهی ڕهزبهری ۲۷۰۷ یهکهم ساڵوهگهری شههید بووبی شههید عهتا (فهرهاد پهپووله)

اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
دلشاد جمشیدی؛ شنبه 28/7/2007 فنلاند
به یاد دارم زمانی را که اگر در یکی از رادیوهای بیگانه خبری مربوط به کوردستان و کوردها پخش میشد، پدران ما، همه را به سکوت و رادیو را به فریاد وامیداشتند. زمانی که جوانان کورد تنها به جرم بودن و کورد بودن به جوخههای اعدام سپرده میشدند، ایران اسلامی! خفته بود و رادیوهای فرا مرزی نیز در تهران اخبار را به گونهای پخش میکردند که گویی تنها و تنها در خیابانهای تهران زندگی در جریان است و تنها و تنها رژیم آخوندی کمر همت به بریدن نفسهای آزادی در تهران بسته است.
خون هزاران جوان رشید کورد در راه سربلندی این کشور و آزادی این ملتها، بر سنگهای دامنه کوههای کوردستان نقش بست، اما سیاستگذاران رسانههای فارسی زبان، بصورت هدفمند اخبار این گونه مبارزات و فداکاریها را پخش نکرده و در دفاتر کاخ گونه خود لم دادند و در توهم جدایی طلب بودن کوردها سدی شدند بر سر راه رسیدن فریاد، درد و رنج ملتی فراموش شده اما زنده.
بارها شنیدهام که مبارزین کورد با طنزی تلخ گفتهاند، این رسانهها فقط اسمی از کوردها ببرند برای ما خوشایند است، مهم نیست درباره ما چه میگویند ، مهم آنست که گفتن نشانه بودن است.
تلخ تاریخی در سینه پنهان دارد این سرزمین و تلخ داستانی این نخواستن دیدن و نخواستن شنیدن برادر درد برادر را.
اینک در قرن ترقی، عصر مسنجر و دوران طلایی رسانهها زندگی میکنیم، اما هنوز هم صدایمان را نمیخواهند بشنوند، دردمان را نمیخواهند درک کنند و قربانیمان را نیز هنوز نمیخواهند بپذیرند.
گویی زمان برجای خود ایستاده و قصد حرکت در سر ندارد! در سرزمین پدری من، رنجها و غمها و مرگها همچنان در جریان است. در وطن فراموش شده و اشغال شدهام گویی هنوز پیکر همان ژندهپوشان به دار آویخته در میدان مهاباد، و همان به ناحق اعدام شدگان استانبول بر دار است.
آقای نوریزاده را که سخنانش بسیار دلنشین است چند بار در هفته از رسانهها میبینم و با او برایم دوست داشتن سرزمین مادریم و احترام به خانه پدریم تداعی میشود. از این بزرگمرد میاموزم عشق به خاک وطنم را و البته عشق به پرچم و تاریخم را چنانچه سرزمین من هم تولد پرچمش را جشن بگیرد.
در این روزها چه غمها که بر این جان من نمیریزد و چه کمبودها که وجودم را آکنده نمیسازد هنگامیکه میبینم در سرزمین من غوغاست و دار اعدام عزیزترین فرزندان ملتم بپاست اما آقای نوریزاده حرف از حزبالله میزند و اندر باب پسر حافظ اسد سخنرانی میکند، گویی که کوردستان که به گفته خود این میهنپرست دو آتشه پارهتن سرزمین پدریش است، درآسودگی خفته است و در مصر و لبنان و فلسطین است که روزنامهنگاران به اعدام محکوم میشوند و فعالین مدنی دستهدسته روانه سیاهچالهای رژیم فاسد و جفاکار میگردند!
چرا این همه ندیدن؟ وچرا این همه خود را به ندیدن و نشنیدن زدن فقط در قبال مسائل کوردستان؟ بله آقای نوریزاده و اکثریت قریب به اتفاق رسانههای فارسی زبان اینچنین بیتفاوت از کنار اخبار مرتبط به این دیار میگذرند و خمی به ابروان نمیآورند، چرا؟
عدنان حسنپور روزنامهنگار و هیوا بوتیمار فعال مدنی تنها و تنها به جرم تلاش برای بهتر بودن و بهتر زیستن و راست گفتن و راست نگاری، در بیدادگاه رژیم آخوندی به اعدام محکوم شدهاند و چه غم انگیز بود که تاریخ ابلاغ حکم اعدام این دو جوان رشید تنها یک روز پس از هجدهمین سالروز ترور زندیاد دکتر قاسملو بود. اما غمانگیزتر از آن برخوردی است که رسانههای فارسی زبان بخصوص صدای آمریکا با اخبار مربوط به این موج تازه و وحشتناک سرکوب در کردستان کردند.
اگر به میمنت حضور بانوی گرانمایه کورد خانم طلوعی نمیبود شاید آن اندک در حاشیه پرداختن به این خبرها نیز در دستورالعمل این رسانه که ادعا دارد برای همه ساکنان آن حدود جغرافیایی که خود ایرانش مینامند پخش میشود، نمیگنجید.
گویی که ستمی که بر فرزندان، جوانان، مردان و زنان کورد میرود دردی از نوع دیگر در بودن خود دارد.
بارها بیننده برنامههای این رسانه بودهام و دیدهام و شنیدهام که این تلوزیون ساعتها برنامه در مورد مسائلی همچون گران شدن گوجهفرنگی یا فلان معضل اجتماعی آماده و پخش کرده است، اما در حیرتم که با وجود اینکه نزدیک به دو هفته از صدور احکام اعدام فعالان مدنی کورد میگذرد و موج سرکوب با شدت زیاد در طی این هفته کنارههای آرام جامعه روشنفکری کوردستان را در هم میکوبد و خسارتهای جبران ناپذیر به بار میآورد اما این رسانه و دیگر رسانههای فارسی زبان فقط در حد خبرهای کوتاه به آن پرداختهاند و چه بسا برخی از این رسانهها حتی خبری از بلاد کوردستان به دستشان نرسیده باشد یا نمیخواهند به دستشان برسد.
شک و تردید در دل را ندهید که ملت کورد از این همه بیتوجهی و ندیدن درسهایی آموزنده میگیرد و دور نمیبینم همین سیاستهای اعمال شده که همگی در جهت نفی مسئله کورد و هویت کورد هدایت میشوند دست کم چشم رهبران سیاسی کورد را که مدافعین اصلی تز ایرانی بودن کوردها هستند، در برابر واقعیتهای پنهان نگه داشته شده بازتر کند، که همین باز شدن چشم سیاستمداران سنتی کورد بر روی واقعیتهای موجود خود میتواند نوید بخش جوانه زدن ایدههایی باشد که بر اصل خود شناختی کوردها بیشتر تاکید کند.
ملت سربلند کورد خوب میداند که در پیمودن راه سربلندی و سرفرازی یاوری جز اتحاد و همبستگی ملی ندارد و نخواهد داشت و در این راه بیگمان خطرناکترین دشمن نیز همان دوست نما دشمنیست که دم از برادری میزند اما بودن تو را در کنار خود همچو خود نمیپذیرد.
بار دگر حکم صادره بیدادگاه انقلاب مریوان را که طی آن دو جوان روشنفکر کورد محکوم به اعدام شدهاند را حکمی ناعادلانه دانسته و عدالت را در مورد این دو فعال مدنی و همه زندانیان سیاسی، تنها و تنها آزادی بی قیط و شرط میدانم.
سربلند کوردستان
سربلند آزادی
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
هيرو دانش همسر 19 ساله "هيوا بوتيمار" است؛ فعال مدنی مريوانی که به اتهام "محاربه" به اعدام محکوم شده است. وقتي با وی تماس گرفتم تا قرار مصاحبه را بگذاريم، صدايش هنوز رنگ اشک داشت. اشکی خشک نشده. میخواستم با ايميل پرسشها رابرايش ارسال کنم، از تعطيلی شهر گفت و اعتراض مردم بخاطر صدور حکم اعدام برای همسرش. هيرو دانش دانشجوی رشته رياضی است و در حال حاضر با پدر و مادرش زندگی میکند. او به روز گفت: "حتی اگر قبل از ازدواج میدانستم برای همسرم حکم اعدام صادر میکنند، باز هم با او ازدواج میکردم؛ ما عاشق يکديگريم".
خانم بوتيمار همسرتان را به اعدام محکوم کردهاند. فکر ميکنيد علتش چيه؟
برای بازداشت و محکوم کردن روشنفکران در ايران دليل خاصی وجود ندارد. از نظر من هيچ دليلی برای صدور چنين حکمی وجود ندارد و نخواهد داشت. قاضیای که اين حکم را صادر کرده بدون توجه به پرونده متهم دست به چنين عملی زده؛ يکی از بارزترين تناقضات اين حکم با پرونده موردی است که قاضی در حکم به مجرد بودن هيوا اشاره دارد در حالی که وی متاهل است. جرم همسرم تنها کارهای فرهنگی و مدنی بوده که انجام داده است.
چه کسي اين خبر را به شما داد؟
خبر را ازوکيل هيوا شنيدم.
با شنيدن اين خبر چه حالی پيدا کرديد؟
ابتدا باورم نمیشد، اما با تکرار آن و حرفهای وکيلمان کم کم بدنم سرد شد، دلم شروع به تپيدن کرد، و لبهايم خشک شد.
آخرين بار کی همسرتان را ملاقات کرديد؟
سه هفته پيش، يک هفته قبل از اينکه از زندان مريوان منتقل شود.
از زندگيتان بگوييد. کی با هم ازدواج کرديد؟ چطور با هم آشنا شديد؟
ما دو سال قبل از ازدواجمان با هم آشنا شديم و 4 سال پيش هم ازدواج کرديم. زندگی بسيار خوبی داشتيم. در طی زندگيمان با پشتکار فوق العاده همسرم به تحصيل ادامه دادم و توانستم بسيار موفق باشم. همسرم در دوران زندگی مشترکمان در شرکتی مشغول کار بود، همچنين به عنوان هيئت مديره انجمن سبز شهر فعاليت میکرد.
اگر آن موقع میدانستيد که برای شريک زندگيتان حکم اعدام صادر میکنند، باز هم با هيوا بوتيمار ازدواج میکرديد؟
قطعا! همسرم هر کاری که کرده در راه فرهيختگی مردم و آگاه کردن بيشتر جامعه در مورد مسائل فرهنگی بوده است.
در حال حاضر با چه کسی زندگی میکنيد؟ برخورد فاميل و دوستان در شرايط کنونی با شما چطور است؟
در خانه پدريم هستم. برخورد مردم بسيار خوب است، همه من را به عنوان همسر شخصی بارز و فعال درزمينههای فرهنگی میشناسند و من را به خاطر داشتن چنين همسری تحسين میکنند.
این حکم در زندگی شما چه اثری گذاشته؟ از کارهای روزانهتان بگوييد.
زندگيم بسيار تغيير کرده، بيشتر اوقات در دادگاه و زندان سرگرم کارهای همسرم هستم، در طول ترم نيز به دانشگاه میرفتم.
مادر عدنان حسن پور میگفت که شما خيلی تنهاييد. اينطور است؟
ممنون از همدردی مادر عدنان، کاملا طبيعی است که در غياب شوهرم احساس تنهايی کنم اما باز وجود دوستان دلسوز در بهبود وضعيت روحيم موثر بوده است.
واکنش اطرافيان شما نسبت به اين حکم چی بوده؟
کردستان، منطقه جغرافيايی که ما در آن زندگی میکنيم در طول تاريخ خيلی اوقات از طرف قدرتهای مرکزی و حکومتهای ديگر مورد تهاجم و برخوردهايی همچون اعدام و قتل عام قرار گرفته است. پدران و مادران ما چه داستانها تعريف میکنند ازاعدامهای صحرايی جوانانشان، ولی به هر حال اين اعدامهای اخير طبيعتا واکنشهای نگران کنندهای را به دنبال داشته است، چرا که در قرن 21 تصور اعدام نويسندگان وروشنفکران واقعا سخت است.
شما به عنوان همسر هيوا، از خصوصيات او بگوييد. از زندگی با او راضی بودهايد تا حالا؟
هيوا شخصی مسئوليت پذير عاشق خانواده و همسرش بود، و جمع دوستان را به تنهايی ترجيح میداد، بسيار خوش اخلاق بود و هميشه برای موفقيت من تلاش میکرد. زندگی با هم را بسيار دوست داشتيم و خواهيم داشت. چون عاشق هم هستيم.
فرض کنيد حکم اعدام هيوا لغو بشود و امکان آزاديش فراهم آيد. با آزادی هيوا، زندگی شما چه تغييری میکند؟ تاثير آزادی هيوا بر آينده شما چه خواهد بود؟
چيزی که تغيير نمیکند زندگی فرهنگی و فعاليتهای مدنی ما است، فکر نمیکنم تغيير بنيادينی در زندگی ما به وجود آيد.
و اگر حکم تاييد بشود؟
در اين مورد نمیتوانم اظهار نظر کنم.
چه سخنی با قاضیای داريد که حکم را صادر کرده؟
حکم صادر شده برای همسرم از طرف اين قاضي برابر هيچ يک از قوانين بشری و همچنين قوانين تصويب شده در ايران نمیباشد، بنابراين اگر قاضی حتی مطابق قوانين ايران قضاوت میکرد قطعا اين حکم صادر نمیشد، از قاضی میخواهم که برای پروندههای ديگر قضاوتی عادلانه داشته باشد.
به عنوان همسر يک زندانی که به اعدام محکوم شده، از چه کسانی و چه انتظاراتی داريد؟
از تک تک انسانهای، انساندوست و عدالتخواه جهان انتظار حمايت و همدردی دارم و همچنين از همه نهادها و سازمانهای مربوطه درخواست رسيدگی مجدد به پرونده همسرم را دارم.
پدر و مادر هيوا از صدور حکم اعدام مطلعند؟
بله، پدر و مادر همسرم پيرزن و پيرمردي 70 ساله هستند که دردهای زيادی به خاطر بچههايشان چشيدهاند چرا که بچههايشان هيچوقت نخواستهاند دربرابر وقايع پيرامون سکوت کنند.
و آخرين جملهای که دوست داريد بگوييد؟
همسر من بیگناه است.
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
حاج خانم، مادر پسری است که برایش حکم اعدام صادر کرده اند:عدنان حسن پور، روزنامه نگار کرد که برایش حکم اعدام صادر شده.عایشه ایمانی مادراین روزنامه نگار مریوانی می گوید: "خون من به خون
عدنان وابسته است؛ اگر بلایی بر سر او بیاید معلوم نیست چه اتفاقی برای من رخ می دهد".مادرعدنان حسن پور به پرسشها، مختصر و مفید پاسخ دادو از تاثیر این حکم بر زندگی خود و تنها پسر همراهش گفت.
حاج خانم شما کی با خبر شدید که برای پسرتان حکم اعدام صادر شده؟
روز سهشنبه هفته گذشته بود که خبردار شدم.
لحظه ای که خبر را شنیدید چه احساسی داشتید و چه واکنشی از خودتان نشان دادید؟
خشکم زد. دو روز نتوانستم هیچ غذایی بخورم و فقط گریه كردم. در حال حاضر هم تمامی دوستان و اقوام در كنارم هستند و فقط به من دلخوشی میدهند.
آخرین باری که عدنان را ملاقات کردید چند روز پیش بود؟
روز شنبه 24 تیربود، كه یك ساعت بعد از ملاقاتمان عدنان را از زندان خارج و به مكان نامعلومی بردند. آن روز عدنان خیلی عادی و مثل همیشه بود. نه از حكم خبر داشت و نه از اینكه قرار است او را به مكان دیگری ببرند.
فکر می کنید چرا برای پسرتان حکم اعدام صادر کرده اند؟
من فكر می كنم این حكم كاملاً ناعادلانه است و دست كسان دیگری در این ماجرا است...
در حال حاضر چه کسی مسئولیت خانواده را بر عهده دارد و شما با چه کسی زندگی می کنید؟
درحال حاضر بیشتر مسئولیت خانواده بر عهده من است و با پسر دیگرم كه از عدنان كوچكتر است زندگی میكنم.
عدنان از نظر شما که مادرش هستید چه نوع پسری است؟آیا شما در کل از پسرتان راضی هستید؟
پسری آرام، باسواد و عاقل است. كاملاً از او راضی هستم. از چشمهای خودم بیشتر دوستش دارم.
از دوران کودکی عدنان بگویید.عدنان در دوران بچگی چطور پسری بود؟
پسری آرام و دوست داشتنی. هرگز به هیچ كس آزاری نرسانده است. همیشه مشغول خواندن كتاب و روزنامه بود. هروقت كه چند ساعت مطالعه می كرد كاملاً شاد و خوشحال از اتاقش بیرون میآمد و شروع میكرد به شوخی كردن و برعكس هروقت كه از چیزی ناراحت بود به كتاب پناه میبرد.
این حکم چه تاثیری در زندگی شما داشته است؟
این حكم به تمام زندگی ما لطمه زده. كار ما فقط گریه و ناراحتی است. خون من به خون عدنان وابسته است و اگر این حكم اجرا شود معلوم نیست چه بلایی به سرم می آید.من هم می میرم.
فکر می کردید یک روز برای پسرتان حکم اعدام صادر شود؟
هرگز.
بزرگترین آرزویی که الان دارید چیست؟
تنها آرزوی من آزادی پسرم است.
اگر بخواهید به عنوان یک مادر سخنی بگویید با قاضی ای که حکم را صادر کرده چه می گویید؟
به او میگویم كه تو این حكم ناعادلانه را صادر نكردهای و این حكم یك قاضی نیست!
واکنش مردم چی بوده؟ آیا کسی در این مورد با شما تماس می گیرد؟اگر تماسی می گیرند چی به شما می گویند؟
هر روز نزدیك صد بار تلفن خانه به صدا در می آید وهمیشه خانهمان پر از مهمان است. همه ناراحت هستند و با ما ابراز همدردی میكنند.
درخواست شما از مسئولان و همچنین نهادهای حقوق بشری چیست؟
از مسئولان درخواست دارم بطور عادلانه به این قضیه رسیدگی كنند و دست یاری را به سمت نهادهای حقوق بشری دراز میكنم و فقط این را میگویم كه ما را تنها نگذارید
از مکان نگهداری عدنان و هیوا اطلاعی دارید؟
هیچ اطلاعی نداریم و این بیشتر از همه چیز ما را نگران كرده.
اگر عدنان را ببینید اولین چیزی که به او می گویید چیست؟
از ته دل خوشحال می شوم و میگویم كه هیچوقت این حكم ناعادلانه را قبول نكن. به خدا توكل كن وصبور باش.
ارتباطی با مادر هیوا بوتیمار دارید؟ وضعیت انها پس از صدور حکم اعدام برای پسرشاون چطور است؟
پدر و مادر هیوا در روستا هستند و ظاهراً هنوز كسی دلش نیامده كه این خبر را به آنها بدهد! با همسر هیوا ارتباط داریم وضعیت او خیلی بد است. واقعاً تنهاست...
با توجه به فشارهای داخلی و خارجی که برای ابطال این حکم در جریان است، فکر می کنید این حکم اجرا بشود؟
انشاالله هیچوقت این حكم اجرا نمیشود.
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
عالیجناب دالائی لاما
درود خدا بر شما باد.
یقینا" در اخبار شنیدهاید که دو جوان روشنفکر، روزنامه نگار و فعال مدنی و محیط زیست به نامهای عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار در ایران به جرم انجام وظیفهی حرفهای خود (روزنامه نگاری و روشنگری)، محکوم به اعدام گردیدهاند و در لبهی پرتگاه نیستی قرار گرفتهاند.
زندگی ودیعهی الهی است که خداوند به انسان عطا میفرماید و تنها اوست حق بازستاندن دارد، هم اکنون این ودیعهی الهی بدون دلیل و سند قانونی، از این جوانان گرفته میشود.
ما کمیته دفاع از جان این جوانان از حضرتعالی -بزرگمرد خدا و معنویت- عاجزانه تقاضامندیم که در این امر دخالت نموده و تمام سعی و تلاش خود را برای نجات جان این دو جوان بیگناه به کار گیرند. چرا که خدمت به بندگان، همانا خدمت خداوند است.
با گرامیترین درودها و دعای سلامتی برای حضرتعالی.
کمیته دفاع از عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
رویا طلوعی:
زندانی تازه رهیده از سلول انفرادی اطلاعات از روئیت دست نوشتههای روی دیوار سلول میگفت. گویا بر دیوار سلول تنگ و تاریک انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سنندج، دست نوشتههای یک نویسنده جوان بیست و پنج ساله کورد به زبان کوردی نقش بسته:
" ناوم عهدنانی حهسهن پووره، دهڵێن تاوانم سیخوڕی بۆ بێگانهیه!"
"نامم عدنان حسن پور است ، میگویند اتهامم جاسوسی! است."
آنسوتر دیوار پر شده از اشعار شاملو.
آخر اغلب جوانان کورد عاشق اشعار شاملو هستند.
اینک پس از شش ماه بازداشت و انواع فشارهای وارده، برای عدنان حسن پور، روزنامه نگار و عضو شورای نویسندگان هفته نامه توقیف شده "آسو" حکم اعدام صادر شده است. عدنان جوانی که در فقدان پدر مرحومش تنها نان آور یک خانواده تنگدست با مادری پیر و بیمار است. همه فعالان مدنی کورد شوکه شدهایم! مگر میتوان قلم را دار زد؟ مگر میتوان صلح را حلق آویز کرد؟ عدنان ما مظهر صلح و مسالمت است. مظهر قلم پاکی که هرگز در پروسه تجارت فرهنگی رایج در منطقه، خود را نفروخت و نباخت. جرم عدنان فقط ایمان به آزادی صداقت و پاکی و برابری حقوق انسانهاست و بس. میخواهند عدنان و هیوا، برادران "محارب" ما را که با سلاح قلم به حرب جهل رفتهاند، "جاسوسان " جوانمان را که جاسوسیشان گفتگو با چند رسانه خارجی در باره وضعیت نابسامان و فقر مردمشان بوده، فرزندانمان را که مظهر صلح و مسالمتند، به جرم عشق به آزادی و به جرم نوشتن واقعیات، به دار آویزند. هرگز مباد آنروز. و اکنون ای مبارزان و مدافعان حقوق بشر، ای معتقدان به آزادی و دمکراسی، ای ایرانیان از هر جنس و تبار ، ای زنان و مردان برابری طلب، فعالان دانشجویی، فعالان حقوق زنان، روزنامه نگاران، نویسندگان و ای مخالفان حکم اعدام کجائید؟ بیائید و نگذارید دو تن از فرزندان نسل جوان فعال مدنی مسالمت جوی کورد را به مسلخگاه عشق بفرستند؟ نسلی که از خشونت بیزار است و حقوق خود را از راههای مسالمت آمیز و روشنفکرانه میجوید. نسلی که حتی منتقد نسل قبلی خود نیز هست. آیا همانگونه که مادران این سرزمین در برابر خشونت پدران حکومتی بر فرزندان دانشجویمان به اعتراض برخاستند، از فرزندان روزنامهنگار کوردمان دفاع خواهند کرد؟ آیا یاریمان خواهند کرد که از اعدام فرزندان برومندمان "عدنان حسن پور" و "هیوا بوتیمار" جلوگیری کنیم؟ ای برابری طلبان و ای حقجویان، هم اینک این گوی و این میدان. ما فعالان مدنی کورد دست یاری به سوی شما دراز میکنیم . ما را تنها نگذارید....
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
عدنان
عدنان حسنپور خبرنگار و نويسنده است و به جرم نوشتن، محکوم به اعدام شده است. حسن پور که از شش ماه قبل در زندان است، روز گذشته، يکباره از حکم اعدام خود مطلع شده است. خانواده عدنان حسنپور ميگويند که جمهوری اسلامی ايران، بهدنبال دستگيری عدنان از مادر و خانواده او خواستهاند در مورد اين دستگيری سکوت کنند و با مراجع بين المللی و نهادهای مدافع حقوق انسانی تماس نگيرند.
اکنون بعد از شش ماه يکباره حکم اعدام عدنان به او ابلاغ شده است.
هيوا بوتيمار يک فعال ديگر مدافع حقوق انسانی، در آستانه اعدام است. هيوا که در زندانهای سنندج و مريوان مدتها است که اسير حکومت اسلامی است، به جرم رابطه با گروه های مخالف جمهوری اسلامی ايران به اعدام محکوم شده است.
طبق اخباری که به دست ما رسيده است، در ايتاليا، روزنامه نگاران و همچنين سازمان اطلاع رسانی و دفاع از امنيت خبرنگاران به اين حکم شديدا اعتراض کرده است. در ايتاليا موجی از اعتراض بر عليه احکام اعدام عدنان حسنپور و هيوا بوتيمار راه افتاده است.
کميته بين المللی عليه اعدام ضمن محکوم کردن شديد اين احکام، از همگان دعوت میکند که فورا و بههر طريق ممکن به اين احکام وحشيانه اعتراض کنند. جمهوری اسلامی ايران تقلا میکند که فعالين سياسی و يا روزنامه نگاران را بيشرمانه به اعدام محکوم کند، به اين رفتار جنايتکارانه حکومت اسلامی بايد وسيعا و در همه جای دنيا اعتراض کرد.
کميته بين المللی عليه اعدام
١٩ ژوئيه ٢٠٠٧
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی کُردستان با انتشار اطلاعیهای، مردم مناطق کُردنشین را فراخواند تا در اعتراض به تشدید سرکوب در کُردستان ایران، روز دوشنبه آینده به اعتصاب عمومی دست بزنند.
این کمیته در اطلاعیه خود از جمله نوشت: در ادامه تلاشهای جهانی و همگانی برای دفاع و اعلام حمایت از روزنامه نگار مستقل "عدنان حسن پور" و فعال مدنی "هیوا بوتیمار"، که به صورتی ناعادلانه و به دور از عرف قضایی و حقوقی با صدور حکم اعدام روبرو شده اند، از تمام اقشار مــــــــــردم کـُـردســــــــتان ایران تقاضا می کنیم که روز دوشنبه تاریخ ۰۱/۰۵/۱۳۸۶ ( برابر با 2007/06/23) با اعتصاب سراسری و آرام و با تعطیلی بازار و مغازهها و ماندن در خانههای خود، خواستار لغو حکم اعدام برای این دو فعال کُرد و همچنین لغو حکم اعدام برای تمام کسانی که در زندانهای جمهوری اسلامی چشم انتظار مرگ هستند، باشند.
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
شاعر پر آوازه ایران "سید علی صالحی" و روشن فکر و نویسنده مشهور ایرانی، پرفسور "رامین جهانبگلو" حمایت خود را از عدنان حسنپور و هیوا بوتیمار اعلام کردند.
به گزارش سایت خبری خۆر ههڵات نیوز این دو شخصیت نامدار، در ارتباطی با این سایت، با ناعادلانه توصیف کردن حکم اعدام برای عدنان حسنپور و هیوا بوتیمار، خواستار این شدند که این دو فعال کورد، در دادگاهی عادلانه، دادگاهی شوند.
قابل ذکر است که، در همین رابطه "خانه هنرمندان ایران" نیز، حکم مذکور را ناعادلانه خوانده و حمایت خود را از عدنان و هیوا اعلام نموده است.
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
!
اتحادیه اروپا!
اتحادیه روزنامه نگاران کردستان!
سازمان گزارشگران بدون مرز!
انجمن جهانی قلم!
سازمان دیده بان حقوق بشر!
کلیهی نهاد های طرفدار حقوق بشر!
NGO های سراسر جهان!
انسان های آزادی خواه!
سازمان عفو بین الملل!
اینجانب هیرو دانش همسر زندانی دربند هیوا (عبدولواحد) بوتیمار نسبت به حکم اعدام همسرم، که در تاریخ ۱۷ جولای ۲۰۰۷ برابر با۲۶ تیر ۱۳۸۶ با صدور حکمی ناعادلانه از سوی دادگاه انقلاب شهرستان مریوان ، که به اعدام محکوم شدهاند؛ اعتراض خود را اعلام نموده و از تمامی سازمان ها و نهادهای بین المللی خواهانم که به داد همسرم، که در این دوران زندان در بدترین شرایط زندگی بودهاست، برسید. و جان انسانی را از مرگ حتمی نجات دهید.
در ضمن از کلیهی کسانی که برای آزادی همسر دربندم فعالیت کردهاند صمیمانه تشکر می نمایم .
هیرو دانش همسر زندانی دربند هیوا (عبدولواحد) بوتیمار
اینــک کـه اعــــدام در کمـیــــن اسـت، بـه سـتـیــــز با آن بـرخیـــزیــم!
مردم آزادیخواه جهان!
شورای امنیت سازمان ملل!
وزارت خارجه ایالات متحده امریکا!
اتحادیه اروپا!
سازمان عفو بین الملل!
اتحادیه روزنامه نگاران کوردستان و جهان!
سازمان گزارشگران بدون مرز!
انجمن جهانی قلم!
سازمان دیده بان حقوق بشر!
نهادهای آزادیخواه و بشر دوست!
اعدام پدیدهای ضد بشری در میان مراکز بین المللی بوده است و بنا به قطعنامههای جهانی به عنوان عدم رعایت حقوق بشر به شمار خواهد آمد. اعدام، امروز از سوی کشورهای توتالیتار و دیکتاتور به مثابه جزایی برای اندیشه های آزادیخواهانه، دگر اندیشان و... استعمال میشود.
درتاریخ 17 جولای 2007 برابر با 26 تیر 1386 گزارش صدور حکم اعدام روزنامه نگار "عدنان حسن پور" عضو هیات تحریریه هفته نامه توقیف شده "آسو" و "عبدالواحد(هیوا) بوتیمار" فعال مدنی از سوی دادگاه انقلاب سنندج در رسانههای جمعی منتشر شد.
صدور حکم اعدام برای این دو فعال فرهنگی و مدنی کورد ضمن اینکه با مفاد کنوانسیون جهانی حقوق بشر مغایرت دارد و خود کشور جمهوری اسلامی نیز این کنوانسیون را امضاء کرده بلکه نشان دهنده این امر نیز میباشد که مقامات این رژیم پی در پی علیه این کنوانسیون اقدام کرده و مفاد آنرا را زیر پا میگذارند.
صدور حکمهای مداوم برای فعالین عرصه روزنامه نگاری و مدنی از نمونههای بارز این ادعا و نقض آشکار پرنسیپهای بین المللی نیز میباشد.
ما به عنوان شماری از فعالین عرصه روزنامه نگاری، مدنی، سیاسی، روشنفکری، زنان، دانشجویی و فرهنگی کورد در هر چهار بخش کوردستان و شماری از مدافعین حقوق بشر و بشر دوستان غیر کورد با همکاری "لیلا حسن پور" (خواهر روزنامه نگار عدنان حسن پور) صدور حکم اعدام برای عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار را محکوم کرده و خواستار لغو این حکم ناعادلانه برای این دو فعال کورد بوده و همچنین محاکمه عادلانه آنان را نیز خواستاریم.
همچنین از کلیه مراکز و سازمانهای جهانی نیز خواستار اعلام نارضایتی در این خصوص بوده و با حمایت خود آزادی این دو فعال کورد طلبیده و برای لغو این حکم تلاش نمایند.
کمپین حمایت از روزنامه نگار کورد "عدنان حسن پور" و "هیوا بوتیمار" فعال مدنی
2007.07.18
برای حمایت از کمپین به ایمیلهای زیر مراجعه نمائید:



